۱۳۹۶ تیر ۱, پنجشنبه

چه خبر است؟





اسفندماه گذشته، جانشین جدید سازمان اطلاعات سپاه (سردار حسین نجات) برخی اقدامات امنیتی و اطلاعاتی را (مشخصا 3 مورد را)، طی سخنانی در بوشهر، به سازمان متبوع خود نسبت داده بود. با رسانه‌ای شدن این اظهارات، یک مقام وزارت اطلاعات (8 اسفند) به ایسنا گفت: ضمن احترام وافری که برای برادر عزیز و سردار فرهیخته و ارجمند قائلیم، برای تنویر افکار عمومی ذکر مطالبی لازم است ... (شناسایی و خنثی‌سازی یک تیم تروریستی در آستانه 22 بهمن) از آغاز تا پایان منحصرا توسط  وزارت اطلاعات صورت گرفت ... حضور عبدالمالک ریگی در هواپیما منحصرا توسط منبع وزارت اطلاعات اطلاع‌رسانی شد ... مدیریت مذاکرات استرداد یک میلیارد و 710 میلیون دلار از آمریکا در جریان تبادل زندانیان به وزارت اطلاعات محول شده بود.
این بار نوبت سردار نجات بود که اعلام کند: «اطلاعات سپاه با وزارت اطلاعات کاملا هماهنگ بوده و چنانچه تمامی فعالیت‌های سپاه به نام وزارت اطلاعات هم منتشر بشود، ما هیچ گلایه‌ای نداریم.» (+)

دوباره، دیروز، وزیر اطلاعات گفته: نقاط تجمع سرکردگان داعش توسط وزارت اطلاعات در اختیار یگان موشکی سپاه قرار گرفت و موشک‌های ظفرآفرین سپاه آنها را نشانه گرفتند ... هماهنگی و هم افزایی نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و انتظامی کشور اقتدار جمهوری اسلامی ایران را به رخ جهانیان کشید.
و بلافاصله سپاه بیانیه داده: «کلیه مراحل شناسایی و جمع آوری اطلاعات پیرامون وضعیت مقرها و موقعیت تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور، صرفا توسط عوامل میدانی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرایندی دقیق و مطمئن صورت پذیرفت و در اختیار نیروی هوافضای سپاه قرار گرفت.»

چه خبر است؟ نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با هم شوخی دارند؟ رقابت می‌کنند؟ پیش چشم دوست و دشمن؟ قرار است از چه چیزی پاسداری شود؟


۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

نیروی نظامی





نیروی نظامی اگر فقط نیروی نظامی باشد، بسیاری از شهروندان، از عملیات و موفقیت‌های نظامی او خوشحال خواهند شد اما اگر نیروی نظامی، خودش یک پای نزاع و رقابت‌های سیاسی باشد، واضح است که نظامی‌گری‌های مشروع‌اش نیز با اما و اگر و «ان قُلت»‌ - فارغ از اینکه به‌حق یا ناحق باشد - مواجه خواهد بود؛ از سوی همان کسانی که نیروی نظامی، رقیب سیاسی و جناحی اوست و عرصه را بر او در میدان بازی‌های سیاسی تنگ می‌کند و چه بسا از آن ابهت نظامی‌اش هم برای تنگ‌تر ‌کردن عرصه، سودها می‌برد. این شاید برای مدتی و مدت‌ها خوشایند آن جبهه سیاسی باشد که نیروی نظامی او را پشتیبانی می‌کند ولی به واسطه نقش ذاتی و حیاتی نیروی نظامی در حفاظت از امنیت و سلامت کشور، آنچه به تدریج ریشه می‌گیرد «اختلاف» در بین آحاد جامعه است که بی‌واسطه امنیت کشور را تهدید می‌کند چرا که سرمایه اجتماعی نظامیان، خرج نزاع‌های سیاسی شده و می‌شود (البته که نزاع سیاسی به‌خودی خود نه تنها قبیح نیست که لازمه یک سیستم دمکراتیک است اما در نزاعی که یک سوی آن تفنگ دارد، ناخواسته و خواسته، نزاعی نابرابر شکل می‌گیرد که بر سرمایه اجتماعی تفنگ‌دار چوب حراج می‌زند). بر این بیفزایید حضور اقتصادی و رقابت (دوباره: «نابرابر») نظامیان با بخش خصوصی را؛ این نیز بر آن «ان‌قُلت»ها خواهد افزود و دود آن، به چشم همه خواهد رفت.

حالا و اگر در این میانه کسانی محاسبه کرده‌اند که فایده این نوع و قالب رقابت و نظامی‌گری، بیشتر از هزینه‌های آن است، فقط باید امیدوار بود اواخر پاییز، وقت شمردن جوجه‌ها، واقعا دیر نشده باشد.



۱۳۹۶ خرداد ۲۹, دوشنبه

موشکی که رفت، برآوردی که شده





مسعود بهنود در واکنش به حمله موشکی ایران به مواضع داعش در سوریه توییت کرده که «از دید من، خطاست مماشات و هر نوع نمایش ضعفی در برابر ترامپ در این وضعیت. مماشات پای میز مذاکره‌ست. در این مرحله دنیا زبان غرور را بهتر می‌فهمد.»

با جناب بهنود کاملا موافقم تنها به یک شرط؛ این‌که اروپا و چین و روسیه از این اقدام چه برداشتی بکنند!

ما بعد از انقلاب، دو واقعیت مهم را در تاریخ خود به ثبت رسانده‌ایم؛ این‌که در جنگ با عراق و فعالیت‌های‌ هسته‌ای به‌واسطه برآوردهای نادرست ِ منتج به رفتار نادرست، متوجه نشدیم یا اهمیت ندادیم که بسیاری را علیه خود متحد می‌کنیم؛ نتیجه، عدول از شعارهای اولیه بود به خاطر تجمع فشارها؛ اولی منجر به جام زهر شد و دومی نرمش قهرمانانه و شانه خالی کردن از بار تحریم‌های طاقت‌سوز به رغم استقبال اولیه از نعمت تحریم‌ها.
این به آن معنا نیست که در هر دو عدول، باختیم؛ از قضا مثل بسیاری معتقدم آن عدول‌ها در میان‌مدت و طولانی‌مدت به نفع کشور تمام شد و خواهد شد اما مسئله مهم دیگری هم در این میانه بود؛ بسیاری از منابع انسانی و مادی که شاید می‌شد تلف نشوند و از دست‌شان ندهیم، از دست رفتند و گاهی برای همیشه.

حالا هم اگر اروپا و چین و روسیه، حمله موشکی ایران به مواضع داعش را در کشوری دیگر تقبیح و محکوم نکنند و از همین منظر، راه قرابت و اتحاد با ترامپ ِ دیوانه علیه ایران و برجام را بر خود هموار نبینند، آن زبانِ غروری که مسعود بهنود از آن گفته، فهمیده شده و گرنه باید به طور جدی نگران نزدیک شدن مواضع ضدجمهوری‌اسلامی در عرصه بین‌الملل به خاطر این موشک‌پراکنی بود و این در حالی‌ست که حال کنسرسیوم ضدایرانی اعراب علیه ایران به رهبری سعودی‌ها، ناگفته پیداست.