۱۳۹۶ مهر ۲, یکشنبه

کدام دوراهی؟



37 سال قبل در چنین روزهایی، خیلی‌ها تصوری از خسارت‌های جنگی که دیروزش شروع شده بود، نداشتند؛ 8 سال بعد که جنگ با «پیروز نشدن» ما تمام شده بود، آنچه به جا مانده بود، جای خالی ستارگانی بود که فروغ‌شان اگر روشنای فردای کشور نمی‌شد، گرمی و صفای خانواده‌ها‌شان بود، دل‌های آزرده و هراسانی بود از صدای انفجار و ویرانی و ترک خانه‌ها به اجبار، و نامهربانی‌ها، کشوری بود با کلی کمبود و شهر و روستاهایی که آباد نشدند و کسانی که زنده بازگشته بودند و قرار گذاشته بودند راضی‌شان کنند و در پیِ آن، آلوده‌شان کردند به لذتِ امتیازهایِ ویژه اقتصادی و شد آنچه نباید می‌شد. این وسط آن معنویت و اخلاصی که از رزمنده‌ها سراغ می‌دادند، و از هم‌دوشی مردمان و برادری و خواهری‌ها، آن خوبی‌های جنگ، انگار پرتاب شد به هزار سال قبل؛ خیلی خیلی دور و دست نیافتنی، عین یک رویا و بعد آن‌چه بی‌رحمانه فرو رفت در چشم همه ما، نزاع و دعواها بود سر زور و زر؛ نه این‌که این دعواها شرّ بالذات بود، پلیدی این بود و است که اهل دعوا، عَلم جعلیِ آن معنویت و اخلاص ِ دور را، بالا برده بودند؛ جفا کردند و بردند و خوردند.

مرتضی آوینی نوشته بود: «دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم ... اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده‌ای است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل‌های فکه زیسته‌اند، همان دهکده جهانی که در نیمهشب‌هایش ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است و هم بر حسینیه «دوکوهه » و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق او می‌گریسته‌اند. دنیای عجیبی است، نه؟»

باید تامل کنیم؛ باید بدانیم سر کدام دو راهی بود که «ماه»‌مان را باختیم؟






🔴 فتنه





معاويه نامه‌اى به حضور امام حسین علیه‌السلام ارسال کرد و در آن نوشت: «اما بعد، از شما گزارش‌هايى به من مى‌رسد كه چنانچه درست باشد، هرگز سزاوار نيست به شما نسبت داده شود، و من تو را از اين امر بر حذر مى‌دارم ... بدان هر موقع كه بر ضد من اقدام كنى، من نيز تو را انكار خواهم كرد و از هر راهى به من حمله آوريد، از همان راه تو را هدف حمله خود قرار خواهم داد. از اين رو از ايجاد اختلاف و آشوب در ميان اين امت بپرهيز  ... درباره خودت و دين و امت محمد صلی‌الله علیه و آله بينديش و از فتنه‌ها اجتناب كن و به گفتار سفها و مردم جاهلى كه فتنه و آشوب را دوست مى‌دارند گوش مدار.»


امام در پاسخ نوشت: « ... رفتارت آن چنان وحشيانه و ناهنجار است كه گويى اصلا از اين امت نيستى و اين امت را با تو ربطى نيست ... آگاه باش كه كشانيدن اين مردم به فتنه و فساد، خود بزرگترين گناه و سرپيچى از اوامر الهى است و من فتنه‌اى را بزرگتر از اين كه تو بر اين مردم حكومت كنى نمى‌بينم و بزرگترين وظيفه‌اى كه در برابر دين و امت محمد صلی‌الله علیه و آله دارم اين است كه كار تو را آشكار كنم. پس اگر چنين كردم نزديكى به خداست و اگر قصور كنم، از كوتاهى و قصور خود در پيشگاه الهى استغفار، و استمداد مى‌كنم كه مرا ارشاد و رهبرى فرمايد تا در كار و مهم خود موفق گردم.»


📝 متن نامه‌ها: +

۱۳۹۶ شهریور ۲۹, چهارشنبه

🔴 محل ساختن سرنوشت ما نزدیک‌تر از نیویورک است






شورای نگهبان را برای پاسداری از قانون اساسی بنا نهادند؛ «وای به روزی که بگندد نمک» نیست که دبیر چنین شورایی به رغم صراحت اصل 111 قانون اساسی که اختیار عزل رهبر را به مجلس خبرگان داده (و این یعنی فرادست است و حق اعمال قدرت دارد)، در جایگاه دبیر شورای نگهبان و رییس مجلس خبرگان، به طور علنی و بی‌پروا، بر پایین‌دست بودن مجلس خبرگان صحه می‌گذارد و اعلام می‌کند که «مجلس خبرگان باید مرتباً همراه رهبری حرکت کند تا مواضع ایشان تثبیت شود»؟

روی صحبت این بحث، نقد «جریان» است و نه فرد؛ جریانی که میثاق ملی کشور – قانون اساسی – را با همه عیب و ایرادهایی که می‌تواند داشته باشد، تعبیری وارونه می‌کند و شأن نهادی مبارک و فرادست (مجلس خبرگان) را تا حد تثبیت‌ و تاییدکننده پایین می‌کشد. بر روی این روش، آیا نمی‌توان سایه موروثی‌سازی نظام را دید؟ می‌دانیم بر اساس حقی قانونی، صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان، تک-تک توسط شورای نگهبانی تایید شده که اعضای فقیه آن را خود رهبری‌ منصوب می‌کنند و اعضای حقوق‌دان‌اش را رییس قوه‌قضاییه (باز منصوب رهبری) معرفی می‌کند که مجلس صرفا از بین آنها، اعضا را برمی‌گزیند. با این همه، وقتی همین قانون حق عزل رهبری را به مجلس خبرگان می‌دهد، این سوال باقی‌ست که بی‌پروایی در فرودست و تابع نشان‌دادن این مجلس، به چه منظور است؟ (تاکید می‌کنم این نقد «جریان»ی است که می‌تواند بدعتی برای همه  اعصار پایه بگذارد؛ مستقل از افراد)

برای یافتن این پاسخ باید به سابقه آیت‌الله جنتی رجوع کرد؟ به روزی که مرحوم امام خمینی بعد از به صلاح ندانستن ردصلاحیت خلخالی و سید ابوالفضل موسوی تبریزی برای انتخابات مجلس سوم، اعضای شورای نگهبان را به حضور نپذیرفت؟ به این‌که همزمان با ردصلاحیت‌های گسترده در اولین انتخابات مجلس بعد از فوت مرحوم امام خمینی، که حتی اعتراض‌‌های مرحوم حاج احمدآقای خمینی را هم برانگیخته بود، حکم امامت جمعه موقت تهران را هم گرفت که رفسنجانی از آن تعبیر به «نمک بر زخم آزرده‌خاطرها» کرده؟ به این‌که قبل از آخرین انتخابات مجلس خبرگان گفت: «هدف قدرت‌طلبان، ورود به خبرگان است ... آنها قصد دارند با ورود به این نهاد برای آینده کشور برنامه‌های خود را پیش ببرند»؛ گو قرار است یا کسی وارد این مجلس نشود، یا اگر شد فقط برنامه‌های جناب جنتی را پیش ببرد!

نباید قانون را بر خودشان منطبق کنند که؛ این به‌خدا خیلی خطر دارد. سخنرانی دیروز آیت‌الله جنتی که نشانه‌های «ساختن سرنوشت» برای سال‌‌های متمادی همه ما مردم دارد، شایسته‌تر است برای توجه و نقد تا خزعبلات ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل که اگر خیلی هنر کند بتواند دوره چهارساله ریاست‌جمهوری خودش را به آخر برساند.

سرنوشت ما در مجلس خبرگان شکل می‌گیرد؛ در همین نزدیکی؛ این‌را متوجهیم اصلا؟